تبليغاتX
یک خوشه از پروین
یادمان باشد که

مهمان روزهای گرم خدائیم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 21:36 توسط ثریا |

نیمه شب در دل دهلیز خموش

ضربه پایی افکند طنین

دل من چون دل گلهای بهاری

پر شد از شبنم لرزان یقین

گفتم این اوست که باز آمده است

 فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 21:13 توسط ثریا |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 21:11 توسط ثریا |

او را آنقدر دوست داشتم که رویاهایم را در وجود نازنینش خلاصه کرده بودم.

پدر برای من حکم یک قهرمان و یک بزرگ مرد را داشت

روزها و شبهای پدر هم با عشق به دخترکش می گذشت...

تا اینکه یک روز زشت، همان روزیکه همیشه از آن می ترسیدم ، رسید و او و مهربانیهایش را برای همیشه از من گرفت...

پدر رفت اما خدا می داند که برای رفتنش چه تاوانی داد، او رفت و من به یکباره فروریختم.

حالا ، بعد از هفت سال به خدا هنوز باور نکردم رفتنش را...

این چند خط را هم برای دلتنگی هایم نوشته ام

برای همه دخترنی که عاشق پدرشان هستند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 21:2 توسط ثریا |

گزارشی از وضعیت چایخانه های سطح شهر اصفهان:

چایخانه ها جایی برای فروش وقت

چایخانه های سنتی امروز نو شده همان قهوه خانه های قدیمی اند که شاهنامه خوانی را در میان مردم رواج می دادند.

 تاریخچه پیدایش قهوه خانه شاید به تاریخ شهرنشینی و توسعه آن برمی گردد. پس از یکجا نشینی انسان، تبادل کالاهای تولیدی و ایجاد شهرها و در نهایت ایجاد راه های ارتباطی، کاروانسراها به وجود آمد. در کاروانسراها محلی برای چهارپایان و اسکان مسافران و پذیرایی از آنها موجود بود و در واقع این مکان ها برای مسافران محلی امن به شمار می رفت، بنابراین می توان گفت کاروانسراها شکل اولیه و ابتدایی قهوه خانه ها در گذشته بوده است .

نخستین قهوه خانه ها درایران در دوره صفویان و به احتمال زیاد در زمان سلطنت شاه طهماسب در شهر قزوین پدید آمد و بعد در زمان شاه عباس اول در شهر اصفهان توسعه یافت.

قهوه خانه در طول تاریخ حیات 400 ساله خود، وظیفه و نقش های گوناگونی مطابق با اوضاع اجتماعی و اقتصادی زمان داشته است. در آغاز محل گرد آمدن طبقات مرفه جامعه و ادیبان و شاعران و رجال درباری بود اما با ریشه گرفتن قهوه خانه در جامعه و میان توده، مردم از هر طبقه و گروه به آن روی آوردند به طوری که رفته رفته بعضی از قهوه خانه ها به صنف و گروه خاصی از مردم اختصاص یافت. در این زمان قهوه خانه به صورت یک واحد صنفی فعال در جامعه شهری درآمده و همچون یک نهاد اجتماعی- فرهنگی فعالیت می کرد.

دراصفهان ازعهد صفوی به بعد، چندین قهوه خانه موجود بوده که هر کدام محل تجمع بزرگان، شاعران، ادیبان و هنرمندان بوده است.

قهوه خانه ها که کار خود را از کاروانسراهای بین راهی یا داخل شهری شروع کرده وبه مروربا افزایش جمعیت و توسعه شهرها و توسعه مشاغل اجتماعی به قهوه خانه های سنتی تبدیل شده اند، با پیشرفت وسیر مراحل تکاملی ادبیات فولکوریک یا عامیانه و ظهور داستان های گوناگون از زندگی بشر، به محل انتقال ادبیات تبدیل شده اند. بیان داستان حماسه  لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد و شاهنامه فردوسی توسط عاشقان در قهوه خانه ها امری آشکار است. اجتماع اقشار و طبقات اجتماعی برای گوش دادن به سخنان نقالان و داستان سرایان برای ما قابل لمس است.

 

·       طبقه بندی قهوه خانه ها

به طور کلی در طبقه بندی قهوه خانه ها به سه نوع قهوه خانه که مهمترین انواع آنها هستند، بر می خوریم. قهوه خانه های روستایی که به صورت تک نقشی بوده و کلیه آداب، رسوم، ادبیات فولکوریک، روابط اجتماعی و کاری نزدیک در این نوع قهوه خانه ها تحت تاثیر قرار می گیرد.

قهوه خانه های شهری که در آن صنف های بخصوصی گرد هم آمده و ضمن گفتگو مشکلات یکدیگر را حل می کردند و قهوه خانه های بین راهی که پذیرای مسافران بین راهی بوده اند.

·       معروف ترین قهوه خانه های اصفهان

قهوه خانه عرب، بابافراش، حاج یوسف، بابا شمس تیشی کاشی و قهوه خانه توفان از معروف ترین قهوه خانه های اصفهان بودند.

بیشتر این قهوه خانه ها در خیابان چهارباغ عباسی و در بازارهای منتهی به میدان نقش جهان وجود داشتند.

در فرهنگ ما پرورش جسم و روح مهم است و از دوره صفوی نهادی که همراه با قهوه خانه ها به پرورش جسم و جان مردم می پرداخت، زورخانه بود و قهوه خانه نیز مکانی برای تبادل فرهنگی و نهادی در خدمت زنده نگه داشتن ادبیات، سنت های آئینی و نقاشی ایران در نظر گرفته شده بود.

قهوه خانه ها که زمانی یک مکان فرهنگی و هنری بود، در زمان پهلوی این نقش خود را از دست داد و به محلی برای خوردن صبحانه و نهار و همچنین صرف چای و تجمع قشر پایین جامعه تبدیل شد و از جنبه فرهنگی خود فاصله گرفت.

امروز نیز کافی شاپ ها تا حدودی جایگزین قهوه خانه ها شده است. فضای کافی شاپ ها را نیز می توان ادامه همان فضای قهوه خانه ها دانست.

اما با وجود اضافه شدن کافی شاپ ها به فضای جامعه امروز، قهوه خانه ها همچنان به فعالیت خود ادامه داده و هنوز جایگزینی برای آن یافت نشده است. علت این امر نیز علاقه وافر مردم و خصوصا جوانان به دود و دخانیات است.

امروزه چایخانه ها در شهر اصفهان نه تنها جایگاه خود را از دست نداده اند بلکه روزانه هم فعالیت آنها گسترش پیدا می کند و هم بر تعداد آنها افزوده می شود. در اصفهان نیز وجود 233 چایخانه که تنها 150 عدد آنها دارای مجوز هستند، گواه این امر است.

 

·       ساعت 7 عصر؛ یکی از چایخانه های معروف اصفهان

فضای چایخانه را بوی تنباکو و سیگار فرا گرفته . در کنارش اگر خوب دقت کنی، بوی چای تازه هم به مشام می رسد. جوانان زیادی برای گذران وقت به آنجا آمده اند و کمتر جوانی را می توانی ببینی که از دود دوری کند.

بوی تنباکو و سیگار آنقدر برای مهمانان شادی آور است که تحمل فضای سنگین آن مکان برایشان آسان است و به بهانه بیرون رفتن دود از هواکش چایخانه به کار خود ادامه می دهند و شاید لذت می برند.

سعید یکی از جوانانی که تقریبا هر روز بعدازظهر وقت خود را در چایخانه می گذراند، در این رابطه گفت: چایخانه مکانی است که من بدون دغدغه و بدون اینکه دو چشم نگران مراقبم باشد در کنار دوستانم می نشینم، حرف می زنم، خاطره تعریف می کنم، چای می خورم و گاهی نیز به سفارش دوستان قلیان می کشم و معتقدم که قلیان کشیدن، آن هم در هفته ای یکی دوبار ضرری به جسم و روح انسان وارد نمی آورد.

مهدی نیز آمدن به چایخانه را دور بودن از فضای سنگین جامعه دانست و گفت: آمدن به چایخانه و سیگار کشیدن در این مکان، مرا از غصه هایی که احاطه ام کرده اند دور کرده و برای دقایقی شادم می کند.

جامعه شناسان معتقدند که رفتن به مکان هایی مانند قهوه خانه و چایخانه به خودی خود جرم محسوب نمی شود و ممکن است رفتن به این مکان ها یک نیاز برای جوان باشد که این امر نیز بستگی به نوع و چگونگی استفاده از آن و دوستان یک جوان دارد.

مدیرنظارت براماکن عمومی استان اصفهان با اشاره به قهوه خانه هایی که در استان درحال فعالیت هستند گفت: تنها 150 چایخانه در استان به صورت قانونی فعالیت می کنند و بقیه چایخانه ها و قهوه خانه ها بدون مجوز و پروانه کسب در حال انجام فعالیت هستند. این قهوه خانه ها که بدون رعایت موازین بهداشتی به کار مشغولند فعالیت قانونی ندارند و باید تعطیل شوند.

سرهنگ اکبرعاصمی با بیان اینکه چایخانه ها محلی برای استراحت افراد است گفت: چایخانه ها به همین منظور دایر شدند اما بعد از مدت زمانی خاص این نقش خود را از دست داد و محل تجمع جوانان بیکار شد. از سوی دیگر نیز ما نمی توانیم در کنار هر چایخانه یک مامور و مراقب قرار دهیم تا اوضاع را کنترل کنند. نکته دیگر اینکه ورود به چایخانه به عنوان یک مکان صنفی برای افراد آزاد است اما به طوری که مشاهده می شود، امروزه یک تیپ خاص از جوانان به این مکان ها مراجعه می کنند.

 

·       تبدیل شدن مکان های تاریخی اصفهان به چایخانه

اگر از سی و سه پل گذشته باشید، اگر طبقه فوقانی بازار قیصریه و زیرگذر پل جویی را دیده باشید، متوجه وجود چایخانه هم در آنجا می شوید. مکان های تاریخی که باید حفظ شوند و از سراسر دنیا برای دیدنشان صف بکشند، تبدیل به محل تجمع افرادی شده که از سر بیکاری به آنجا پناه می برند، چای می خورند و دود به ریه های خود می فرستند.

مریم قاسمی، کارشناس معماری و شهرسازی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد خوراسگان گفت: در زمان پایتختی اصفهان و درعصر صفویه، سردرقیصریه مکانی تاریخی و یک شربت خانه محسوب می شد. این بنا بی نظیر است و گنجینه هنر. هر جا که انسان حضور پیدا کند، تخریب بناهای تاریخی را هم به دنبال دارد. باید سعی کنیم حضور انسان را از این فضا ها دور کنیم تا خراب و فرسوده نشوند.

وی با اشاره به زیر گذر سی و سه پل و پل جوی گفت: یک بنای تاریخی در عین اینکه باید زنده نگه داشته شود، باید ایمن هم باشد. سی و سه پل نیز که الگوی دومی در جهان ندارد ، در صورت عدم رعایت ایمنی تخریب می شود. مشکل ما عدم رعایت ایمنی در مکان های تاریخی است و هنوز نیاموخته ایم که چگونه به تاریخ و قدمت شهرمان احترام بگذاریم.

تبدیل شدن برخی مکان های تاریخی به چایخانه و حضور افرادی که هیچ هدفی را دنبال نمی کنند نه تنها به چهره شهر لطمه وارد می سازد، بلکه تاریخ و آثار باستانی را نیز زیر سوال می برد. در گذشته چایخانه وقهوه خانه یک مکان فرهنگی بود که افراد خاصی می توانستند از آن استفاده کنند اما اکنون وضع به گونه ای شده که هیچ فرد خاصی وارد چنین مکانی نمی شود.

عاصمی گفت: نیروی انتظامی نمی تواند در املاک و برنامه های شخصی مردم و یا میراث فرهنگی دخل و تصرف کند. تبدیل شدن زیرگذر سی و سه پل به چایخانه و یا فروشگاه شدن بزرگترین قهوه خانه اصفهان، به عهده نیروی انتظامی نیست و ما نه به طور قانونی می توانیم در اینگونه موارد نظارت کنیم و نه حق آن را داریم و به عهده سازمان میراث فرهنگی است که جلوی فعالیت بعضی چایخانه ها را که در اماکن تاریخی فعالیت می کنند بگیرد.

 

·       چایخانه یا دودخانه؟

امروزه وارد چایخانه که می شوی، قبل از اینکه به چای فکر کنی دود را می بینی و حس می کنی، دود قلیان.  قلیان میوه ای که این روزها مد شده و برای جوانان بسیار خطرناک است.

سرهنگ عاصمی گفت: چایخانه های امروز فضای کافی و مناسب در اختیار ندارند و نمی توانند کاری جز پذیرایی از مهمانان خود انجام دهند. کشیدن انواع مختلف قلیان باعث شده که جوانان زیادی به این سمت گرایش پیدا کنند غافل از اینکه این قلیان ها جز ضرر و بیماری چیزی برایشان به ارمغان نمی آورد.

وی افزود: اگر امکانات و فضا برای چایخانه های امروز مهیا بود می توان انتظار داشت که به کارهای فرهنگی همچون گذشته روی بیاورند اما در حال حاضر هیچ کدام نمی توانند چنین کاری را انجام دهند.

·       جلوگیری از ارائه قلیان در چایخانه ها:

در کارگروه بهداشت و درمان استان اصفهان تصویب شد که از فعالیت کلیه مکانها و چایخانه هایی که قلیان به مشتریان خود عرضه می کنند جلوگیری کرده و برخورد قانونی با آنان می شود.

در این جلسه با اشاره به اهمیت سلامت جامعه و جلوگیری از گسترش مصرف قلیان در بین جوانا ن مقرر شد کمیته ای جهت عملیاتی نمودن این مصوبه با مشارکت نیروی انتظامی ، دادگستری، دانشگاه علوم پزکی ، استانداری و سایر اعضا تشکیل و در خصوص اجرای این طرح اقدام نماید.

·       سبک جدید چایخانه های اصفهان

مردم ایران زندگی در فضای کوچک را دوست ندارند و خواهان فضای آزاد و دلچسب هستند. اگر می خواهیم اندیشه ای پویا داشته باشیم باید فضایی نیز در اختیار داشته باشیم تا به شکوفایی اندیشه هایمان فکر کنیم.

قاسمی در این خصوص می گوید: اگر چایخانه های امروز معماری خوبی داشته باشند و عصاره ای ایرانی با سبک جدید در آن ساخته شود به طوری که روح ایرانی در آن احساس شود می تواند هر بیننده ای را به خود جذب کند.

وی افزود: هر اثری اگر خوب ساخته شود تک تک عناصر را زیبا می کند. خداوند در جزییات است و اگر ما به جزء جزء این فضاها توجه کنیم شهری غنی و زیبا خواهیم داشت و چایخانه ها نیز مکان تجمع آدم های بیکار نمی شود بلکه همگان می توانند استفاده کنند.

سرهنگ عاصمی نیز گفت: در حال حاضر وضعیت چایخانه ها از حالت سنتی و پسندیده قبل خارج شده و تبدیل به مکان تجمع جوانانی شده که برای وقت گذرانی و استعمال دود به آنجا می روند. ما به عنوان مجری نمی توانیم برنامه خاصی را برای تغییر این سبک داشته باشیم و فقط مجری دستوراتیم اما در صورتی که در اختیار ما باشد از ادامه فعالیت چایخانه هایی بدین شکل جلوگیری می کردیم.

 

·       قهوه خانه های دیروز، چایخانه های امروز

سجاد امیدی یکی از چایخانه داران اصفهان گفت: قهوه خانه های دیروز یک محیط هنری و دلنشین برای مردم به وجود می آوردند اما کم کم این روند از بین رفت و چایخانه ها محل گردهمایی افرادی شد که هدفی در زندگی ندارند و برای وقت گذرانی به چایخانه می روند و همانطور که می بینیم افراد فرهنگی و به اصلاح کسی که سری در سرها دارد به این مکان نمی آید و آمدن به چایخانه را کسر شان می داند.

علاقه به نشستن در قهوه خانه مربوط به امروز نیست. پای صحبت قدیمی ها که بنشینی و از تجربیات قهوه خانه ای شان در سال های کودکی و نوجوانی که بپرسی از علاقه آنها به چنین مکانی مطلع می شوی. شاهنامه خوانی، شبیه خوانی، گلریزان و ... جایگاه خاصی در میان افراد آن زمان داشت.

 

·       امروز؟!

گسترش ارتباطات و ظهور جوامع مدرن با فرهنگی بیگانه باعث فراموشی سنت ها و آداب و رسوم گذشتگان در ایران است. پیشرفت صنعت و تولید صنایع ماشینی کم کم سنن و فرهنگ های قومی و آداب و رسوم گذشتگان را منقرض می کند. چایخانه های جدید حتی کوچکترین شباهتی به قهوه خانه های دیروز ندارند. آن روزها قهوه چی باشی یک منصب درباری به حساب می آمد. آن روزها در قهوه خانه ها پهلوانان، شاعران و ادیبان حضور داشتند. شاهنامه فردوسی محترم شمرده می شد و مقدم کشتی گیران و ورزشکاران همیشه عزیز و محترم بود. اما حالا قهوه خانه محل رفت و آمد چه کسانی شده است؟ چای خوردن به بهانه ای تبدیل شده است.

چایخانه های امروز اصفهان محل دود و دم آدم هایی است که از سر بیکاری طبل بی عاری را کوبیده اند. البته نمی توان از کسانی که برای حفظ حرمت چایخانه تلاش می کنند صرف نظر کرد. اما این عده انگشت شمارند و همین عده کم هم کم کم از رفتن منصرف می شوند. یاد پهلوانان گذشته به خیر. یاد شاعرانی که دیگر نیستند اما نامشان هرگز نمی میرد.

 

·       نتیجه

نقش قهوه خانه ها در طی 400 سال دست خوش تغییرات فراوان بوده است و در طی این دوران وظیفه و نقش های گوناگونی را مطابق با اوضاع اجتماعی و اقتصادی جامعه در بر داشته است. اگر چه جایگاه اصلی خود را از دست داده ولیکن انتظار آن می رود که بتوان این نهاد را دوباره با آن ارزش ها و معیارهای گذشته زنده کرد. انتهای پیام

ثریا قنبری

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:28 توسط ثریا |

 

 

 

چقدر زود دیر می شود...

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 13:37 توسط ثریا |