تبليغاتX
یک خوشه از پروین
  

خیلی دلم می خواست مطالب مهمی را که در مورد مشکلات دختران در خوابگاه می دانم را به قلم بیاورمُ دوست داشتم مطلبم را با جزئیاتش بنویسم اما هر وقت گزارش نوشته ام قبل از چاپ مقداری از آن توسط مسئولان مربوطه حذف شده.

واقعا چرا ما از واقعیات فرار می کنیم؟ چرا نمی خواهیم بدانیم که در جامعه چه می گذرد؟ چرا نمی خواهیم بفهمیم دختری که به فروشندگی آن هم با آن حقوق بسیار کم رو می آورد چه مشکلی دارد و چه خطراتی تهدیدش می کند؟ چرا نمی خواهیم از دختران خوابگاه و به کسانی که به بیراهه رفتند و به جای تحصیل کاری انجام می دهند که دور از شان آنان استُ چیزی بدانیم؟ چرا نباید بدانیم هزاران زن چرا به زندان افتادند؟ چرا یک پدر به خود حق می دهد دختر ۱۶ ساله خود را با فجیعترین وضع سر ببرد آن هم به دلیل حفظ آبرو مگر او چه کرده بود جز اینکه به دنبال هویتش بود؟  و چرا یک زن به خود حق می دهد با همدستی پسری فاسد همسر جوان خود را به قتل برساند و در آخر اظهار پشیمانی کند؟و هزاران چرای دیگر که مثل خوره به جان ادم می افتد.

البته شاید همه این چیزها را میدانند و به روی خودشان نمی آورند.

خیلی دلم می خواهد روزی آزادنه از دردها ی مردم بگویم از مشکلات جامعه از فرار دختران از فساد زنان و مردانُ اینها واقعیات زندگی ما هستند پس چرا دوری کنیم.

کاش روزی کسی پیدا شود و مطالبم را بدون حذف کردن به اطلاع همه برساند. انگاه است که می توانیم از آزادی قلم حرف بزنیم اما حالا...

وضع به گونه دیگری است.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:10 توسط ثریا |

دختران پشت ویترین

نیروی ارزان کار زنان در جامعه باعث شده است تا زنان در شرایط بحرانی وارد بازار کار شوند و مانند یک سپاه ذخیره به کمک کارفرماهایی بروند که سود کلانی از نیروی کاری آنان به جیب می زنند.

برخورد عاطفی و نحوه برقراری ارتباط زنان شاغل باعث می شود که کارفرمایان بیشتر به سمت استخدام زنان روی آورند. از طرف دیگر زنان در ارائه خدمات کاری خود توقعات کمتری نسبت به مردان دارند چرا که تامین مخارج زندگی به عهده مردان است و زنان گاها برای حضور در اجتماع و استقلال مالی به کار در خارج از خانه روی می آورند.

زنان فروشنده ای که در شهرها و بعضا روستاها مشغول به کارند در اکثر موارد از حقوق و مزایای بسیار پایینی برخوردارند ضمن اینکه از طرف هیچ ارگان و یا نهادی مانند سازمان تامین اجتماعی نیز حمایت نمی شوند.امروزه تقریبا در هر مغازه ، بوتیک، کافی شاپ، و رستوران حضور زنان قابل مشاهده است و در حال حاضر نیز زنان هر چه سعی می کنند تا با توجه به تحصیلات دانشگاهی شان شغلی برگزینند موفق نشده و در نهایت مجبور به کار در مشاغلی می شوند که نه تنها شان اجتماعی آنان حفظ نمی شود بلکه با دریافت کمترین حقوق با بیشترین کار تا حدودی سرخورده نیز می شوند.

رئیس مرکز تحقیقات دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه اصفهان با اشاره به اشتغال زنان در فروشگاهها و بوتیکهای شهر گفت: کار در چنین امکنی به علت حقوق پایین و در نظر نگرفتن شخصیت اجتماعی زنان باعث می شود اعتماد به نفس آنان پایین آمده، اعتبار خود را از دست بدهند و در معرض آسیبهای شدید روانی و جنسی قرار گیرند.

محمدباقر کجباف افزود: از یک فروشنده زن می خواهند که ارتباط نزدیکی با مشتری برقرار کند ، لباسهایی به تن کند که شاید علاقه ای به پوشیدن آن نداشته باشد و همیشه لبخند بر لب و جسور باشد ، در چنین محیطی زن فروشنده دچار آسیبهای شدید روحی می شود اما چون چاره ای جز ادامه کار ندارد همچنان به کار در چنان محیطی رضایت می دهد.

وی تصریح کرد: باید برای زنان شرایط ارتباطات سالم را فراهم کرد، ارتباطی که حتی در صورت کار در مغازه و فروشگاه مجبور به ارزان فروشی خود نشوند.زنان باید بدانند که توانمندیهایی دارند که می توانند بسیار بهتر به جامعه عرضه کنند. با شناسایی و کشف این استعدادها اعتماد به نفس نیز بدست می آید.

 

یکی از بزرگترین فروشگاههای پوشاک شهر اصفهان:

ناهید اولین زنی نیست که در شهر به کارهای خدماتی مشغول شده است ، اما او از شغل خود نه تنها رضایت ندارد بلکه از اینکه مجبور به انجام کاری است که مطابق میلش نیست بیزار است.او در توجیه کارش که با کمترین حقوق و بدترین شکل برخورد مشغول به کار است گفت: احتیاج اولین علتی است که مرا مجبور به کار کردن ، آن هم در محیطی که هیچ اختیاری از خودم ندارم ، کرده است. سی هزار تومان تنها صرف خانواده می شود اما با این کار شخصیت و اعتماد به نفس خود را از دست داده ام و متاسفم که در اجتماعی زندگی می کنم که برای افرادش ارزشی قائل نیست.

مدیر این فروشگاه تمام تلاشش رامی کند تا با نشان دادن پایبندی شغلی و شخصی اش به همه مسائل شرعی و قانونی و عرفی ثابت کند کارش بی ایراد و درست است اما حرفهای تک تک فروشندگان زن آن فروشگاه همه آن ادعاها را رد کرد.

بند اول ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر صریحا اعلام می کند: هر کسی حق دارد کار کند ، کار خود را آزادنه انتخاب کند ، شرایط منصفانه و رضایت بخش برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

 

شما زن هستید؟

زهرا عباسی یکی از فروشندگان پوشاک است که ماهانه 50 هزار تومان حقوق می گیرد، از کارفرما شکایتی ندارد و می گوید که این شغل را صرفا به علت علاقه انتخاب کرده است چون ارتباط نزدیک با مردم را دوست دارد. اما میترا محمدی اشتغال در فروشگاه را برای خود نامناسب می داند و علت را نیز زن بودن خود می داند و می گوید: هر جا که یک زن کار کند یکی ایراد می گیرد، حقوق پایین و برخورد نامناست هم مزید بر علت شده است تا من و عده زیادی از دختران فروشنده از کار خود راضی نباشیم.

او زن بودن را در جامعه امروز محدود به انجام کارهای مردانه می داند، تا دیگر کسی به شخصیتشان توهین نکند.

آفاق : کار در فروشگاه ها زنان را به بیراهه می کشاند، چرا که توقعاتی از او دارند که به خاطر نیاز کاری مجبور به انجام آن است.

سپیده: بعضی جاها نقش مانکن ها را هم خیلی از فروشنده ها خود بازی می کنند و این برای ما که در جامعه اسلامی زندگی می کنیم بسیار درناک است.

سپهر صادقی: باید از دید خود زنان فروشنده به این قضیه نگاه کرد ، احتیاج و نیاز اقتصادی اولین علتی است که زنان را وادار به کار در چنین مکانهایی می کند ، البته انجام این کارها به خودی خود مشکل ساز نیست اما نوع نگاه و عملکرد دیگران مشکل ساز شده است.

نازنین سه سال است که در گالری لوازم بهداشتی و آرایش مشغول به کار است، آرایش چهره و نوع لباس پوشیدنش کاملا با دیگران تفاوت دارد، مانتوی کوتاه، کفشهای پاشنه بلند که به سختی با آن راه می رود ، لاک ناخن و رنگ موها هم با یکدیگر ست است ،او تنها به شرطی حاضر به گفتگو شد که نامی از او برده نشود ، در توجیه کارش گفت: کارفرما دستور داده که اینگو نه لباس بپوشم تا مشتری بیشتری جذب کنم ، البته در کارم هم بسیار موفق بوده ام و به همین خاطر کارفرما از من راضی است و حقوق هم به من می دهد اما من از خودم به خاطر کاری که انجام می دهم بیزارم.

مدیر گروه روان پرستاری دانشکده پرستاری و مشاور خانواده گفت:کار باید در خدمت زنان باشد،نه زنان در خدمت کار.لباس باید راحت باشد و وسیله ای برای حفظ شخصیت انسان در مقابل پدیده های مختلف.لباس را باید بر اساس مفهوم انتخاب کرد اما در صورتی که زن خودشناسی ضعیفی داشته باشد و بخواهد اعلان وجود کند به جای استفاده از شایستگی های درونی خود با استفاده از لباس یا ظاهر خود را تابلو کند در اجتماع و خانواده جایگاه اصلی خود را از دست می دهد.

محمود نصیری ادامه داد: در بعضی مشاغل به فروشندگی زنان نیاز است،چراکه مهارت هائی که زنان دارند گاها در مردان برای نحوه برقراری ارتباط وجود ندارد اما به شرط اینکه ارتباط سالم و صحیح باشد در غیر اینصورت برای جامعه بسیار خطرناک خواهد بود و برای فرد نیز عواقب روانی و جسمی بدی در پی خواهد داشت .

وی بیان داشت : ساعت کار ، میزان استراحت و نحوه ارتباط کارفرما با فروشنده نیز از مواردی هستند که باید رعایت شوند تا اثر منفی فروشندگی از بین برود و ارزش زن به عنوان یک فروشنده حفظ شود.

 

نیروی کار ارزان در جامعه وجود ندارد!

سیف الله علیخانی ،معاون روابط کار سازمان کار و امور اجتماعی استان اصفهان گفت: از دیدگاه کارشناسان این سازمان نیروی کار ارزان در جامعه وجود نداشته و این بر اساس ماده های 6 و 38 قانون کار و بند چهار اصل 43 و بند شش اصل دوم و اصول 19 ، 20 و 28 قانون اسلامی جمهوری اسلامی ایران ، مردم ایران از هر قوم و قبیله ای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد،زبان و مانند اینها باعث امتیازی نخواد بود و همه افراد اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و حداقل حقوق هم برای همه یکسان دیده شده است.

در چنین شرایطی و با این اوصاف می توان این سوال را مطرح نمود که اگر زن و مرد از حقوق یکسان و مساوی قرار دارند پس این همه بی عدالتی از کجا ریشه می گیرد؟ یک فروشنده زن تنها به دلیلا زن بودنش حقوق پائین دریافت می کند و هیچ ارگانی نیز این مسئولیت را به عهده نمی گیرد که بر مشاغل اینچنینی نظارت کند ، علت را جویا شود و کار فرما را زیر سوال ببرد تا بدانیم چرا یک زن با دستمزد ناچیز کار می کند ، بدون آنکه حتی بیمه باشد.

علیخانی گفت: بازرسان کار و کارشناسان این سازمان در رابطه با نظارت بر کار فروشندگی زنان بازرسی های دوره ای انجام می دهند و چنانچه اینگونه افراد به سازمان کار و امور اجتماعی در خصوص رسیدگی به مقررات قانون کار و حقوق و دستمزد خود داشته باشند طی مراحل قانونی در خواست های آنان طی مراحل قانونی توسط مراجع حل اختلاف پیگیری شده و رای نهائی برای آنها صادر می شود.

آفاق در این رابطه اظهار داشت:وقتی که ما در یک فروشگاه مشغول به کار هستیم و مجبور به ادامه کار نیز می باشیم ، نمی توانیم به مراجع قضائی برای افزایش حقوق و تعیین بیمه مراجعه کنیم چرا که در آنصورت هم کار خود را از دست می دهیم و هم چندین ماه با هزینه های بالا مجبور به رفت و آمد می شویم.مسئولان خود وظیفه دارند این امور را پیگیری کنند تا وضعیت جامعه روز به روز بدتر نشود.

 

یک خبر..

فروشنده پوشاک که به بهانه استخدام ،15 دختر جوان را فریب داده و همگی را مورد تعرض قرار داده بود از سوی ماموران پلیس دستگیر شد و متهم برای اینکه طعمه هایش از او شکایت نکند  از صحنه تعرض آنها فیلمبرداری می کرد.

خبر های اینچنینی را روزانه در صفحه حوادث تمام روزنامه ها و نشریات می خوانیم. احتیاج به کار و در اجتماع بودن زنان را از یک طرف به جامعه سوق می دهد و از طرف دیگر با ایجاد گرفتاریهائی برای آنان ، اعتماد به نفس و شخصیت را از این قشر می گیرد.

این در حالی است که در چند سال گذشته رشد سریع آگهی های استخدام در نشریات و نیازمندیهای کشوری به صورت گوناگون زنان را دعوت به کار های مختلف با دستمزد های آنچنانی می کند اما باید دید آنسوی پرده چه می گذرد. چرا که نه تنها هیچ نظارتی بر اینگونه استخدامی ها نمی شود بلکه صاحبان این شرکت های باعث فریب عده زیادی از دختران ایرانی شده  اند.

استاد جامعه شناسی دانشگاه اصفهان در این رابطه گفت: مهمترین آسیبی که شغل های اجتماعی با شان و پرستیژ پائین به وجود می آورد بر هم زدن بازار کار است.بسیاری از مردان نیز به این قضیه معترضند که چرا زنان به حقوق پائین تن می دهند ، در این خصوص باید علت را بررسی کرد،زن می خواهد از نظر روحی خودش را قانع کند و با انتخاب مشاغلی مانند فروشندگی هم به خود و هم به جامعه آسیب می زند ، این آسیب دو جانبه است که البته این پدیده نیز معلول شرایط اقتصادی نابسامان است.

اعظم روشندل ادامه داد : به علت کمبود فرصت شغلی کار فرما نیز عقلائی بر خورد میکند و نیرو هائی را که می خواهد استخدام کند می سنجد تا متوجه شود که کدام نیرو بهتر کار می کند و حقوق پائین نیز می گیرد.بنابراین هیچ کار فرمائی در اینگونه مشاغل نیروی مرد استخدام نمی کند و این وضعیت نیز حاصل همان نابسامانی اقتصادی است.

وی با اشاره به ایجاد فرصت های شغلی در جامعه اظهار داشت: فرصت های شغلی زنان بسیار کمتر از مردان است ، زنان نمی توانند به بسیاری از مشاغل حتی نزدیک شوند اما یک مرد به راحتی می تواند هر شغلی را انتخاب کند. از طرف دیگر جامعه  فرصت تحصیلی را برای زنان ایرانی فراهم کرده است اما فرصت کاری برای آنها مهیا نکرده است.

روشندل تصریح کرد: شغل های دولتی بسیار بسیار محدود است و زنان مجبور به کار در بنگاههای خصوص می شوند چرا که زن با اشتغال احساس وجود می کند ، می تواند در اجتماع حضوری فعال داشته باشد و این در حالی است که در آمد تنها 30 درصد خواسته زنان را تامین میکند و 70 درصد زنان نیزبرای حفظ هویت خود کار می کنند.

وی گفت: دولت باید از طریق سازمانهائی مانند اداره کار و سازمان تامین اجتماعی مشاغل رابازرسی کند ،کارفرما را مجبور به بیمه کردن کارکنان خود کند.

در صورت شناسائی و اجبار هیچ کار فرمائی نمی تواند از حقوق کارکنان خود صرف نظر کرده و دستمزد ناچیز به آنان بدهد.اگر ساختار بازار کار اصلاح نشود ما نمی توانیم کار فرما و کارگر را از کار منع کنیم.البته از طرف دیگر اکثر زنان به حقوق و قوانینی که در مورد آنها وجود دارد و به حداقل حقوق خود آشنائی ندارد ، آشنا کردن زنان با این قوانین نیز از راههای موثر در کاهش چنین معضلاتی در جامعه است.

استاد شهید مرتضی مطهری(ره) در کتاب حقوق زن در اسلام آورده است :باز داشتن زن از کوشش هائی که آفرینش به او امکان داده است نه تنها ستم به زن است بلکه خیانت به اجتماع می باشد . هر چیزی که سبسب شود قوای طبیعی و خدا دادی انسان معطل و بی اثر بماند به زیان اجتماع است. عامل انسانی بزرگترین سرمایه اجتماع است،زن نیز انسان است و و اجتماع باید از کار و فعالیت این عامل و نیروی تولید او بهره مند شود.

 

جستجو برای یافتن هیچ

عضو کمیسیون قضایی مجلس در رابطه با فروشندگی زنان و دختران در شهر اصفهان گفت: شاید انگیزه هایی در کنار فروشندگی زنان وجود داشته باشد، مانند جذب مشتری بیشتر و برخورد عاطفی و ملایم تر. اما بعضی افراد در این جهت از وجود آنان سوء استفاده می کنند. در صورت عدم رعایت هنجارها جامعه و مردم دچار مشکل شده و نکات و جهات منفی فروشندگی زنان بیشتر می شود.  

سید محمد جعفر سادات موسوی در ادامه اذعان داشت: طبعا زنی که کار فروشندگی را پذیرفته، معایب و محاسن آن را ارزیابی کرده و اقدام به انجام آن کار نموده است. از طرف دیگر، به این نتیجه رسیده است که فروشندگی نیازهای مالی او را تا حدودی تامین می کند، در بخشی از جامعه فروشندگی زنان لازم است و این نحوه رعایت هنجارها است که باعث نتایج مثبت و یا منفی آن خواهد شد.

وی تصریح کرد: برای رفع این معضل نباید از مجلس و نمایندگان آن انتظار تصویب مصوباتی در این خصوص را داشت چرا که این مهم به عهده اداره اماکن و نیروی انتظامی است که بر مغازه ها، رستوران ها، بوتیک ها، کافی شاپ ها و غیره نظارت داشته باشند. رعایت قواعد و مقرراتی که وضع شده از طرف کارفرما ضروری است و اماکن نیز وظیفه نظارت بر آنها را بر عهده دارند.

سادات موسوی یکی از راه های استفاده مناسب از نیروی کاری زنان را رعایت قوانین و مقررات کارگر و کارفرما دانست. چرا که اکثر زنان از کارفرمای خود شاکی نمی شوند و دلیل این امر نیز ناآگاهی این قشر از حقوق خود است.

 

سردرگمی برای ارائه راهکار

اینکه در گذشته زنان چگونه روزگار می گذراندند و تنها مردان نان آور خانواده بودند و اینکه اشتغال زن در خارج از خانه تاثیر بدی بر توانایی های مرد خانواده می گذارد، تفکراتی است که سال ها قبل وجود داشته اما خوشبختانه درحال حاضر چنین استنباطی وجود ندارد.

در حال حاضر در جوامع در حال پیشرفتی مانند جامعه ایران، دختران تحصیل می کنند به امید آینده ای روشن، شغلی مناسب و خانواده ای سالم. اما به محض اینکه تحصیلاتشان به پایان رسید و وارد اجتماعی بزرگتر شدند، متوجه این واقعیت می شوند که آنچه سال ها در کتاب و دفتر و در کلاس ها آموزش دیده اند را باید کنار بگذارند و به شغلی روی آورند که هیچ سنخیتی با تجربه سال های تحصیلشان ندارد.

امروز یک دختر با در دست داشتن مدرک کارشناسی شاید و تنها شاید بتواند در یک تولیدی پوشاک، اغذیه فروشی، رستوران، بوتیک، کافی شاپ و اگر خیلی خوش شانس باشد، در یک موسسه خصوصی به عنوان منشی خدمت کند. و در این میان نیز باید از تعداد اندکی که با پارتی وارد بازار کار می شوند، صرف نظر کرد.

فروشندگی دختران در فروشگاه ها به خودی خود، معضل و مشکل جامعه امروز نیست. بلکه نوع نگاه و فشارهای اجتماعی وارد بر این شغل آن را به یکی از پایین ترین انواع اشتغال در جامعه مبدل ساخته است.

سمانه دختر 23 ساله پس از فارغ التحصیلی در دانشگاه به علت بیکاری و نیاز مالی خانواده در یک پیتزا فروشی مشغول به کار شد اما پس از چند روز نه آن دختر شاداب و سرزنده گذشته بود و نه جامعه و خانواده او را به عنوان دختری سالم می شناختند.

امثال سمانه ها بسیارند. اما تنها می توانیم به جامعه، به مسئولان و به خانواده ها چشم بدوزیم. تا روزی که شاید و تنها شاید کاری از دست کسی برآید و این روزهای تلخ برای دختران فروشنده و تمام دختران ایرانی به پایان برسد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 9:26 توسط ثریا |